السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )
218
مردان رحمت شده و مردان نفرين شده ( فارسى )
ريش تراشيدنصاف كردن صورت و از بين بردن محاسن چهره مردى كه صورت خود را صاف مىكند و محاسن خود را از بين مىبرد « 1 » 365 - در حديث آمده است : تراشيدن ريش به منزلهء مُثله كردن است « 2 » . و شخصى كه مرتكب مُثله گردد . لعنت و نفرين خدا بر او مىباشد « 3 » . 366 - در حديث آمد است : قوم لوط مرتكب ده عمل زشت مىشدند كه به خاطر آن اعمال هلاك گشته و نابود شدند . از جملهء آن اعمال : بلند نگه داشتن سبيل و تراشيدن ريش مىباشد « 4 » .
--> ( 1 ) - از احايث شريفى كه در اين فصل ذكر شده است استفاده مىگردد كه داشتن ريش متناسب و مرتّب و تميز - و به حد و به اندازه - زينت يك مرد بشمار مىآيد . و موجب جمال و زيبائى او مىگردد . و نشانى از وقار و عزّت او مىباشد . و به همين خاطر است كه به ريش مرد . محاسن . گفته مىشود . يعنى : مايهء حُسن و زيبائى و جمال . و تراشيدن ريش - آن هم با تيغ آهنى - و صاف كردن صورت و از بين بردن محاسن چهره . موجب محروميت مرد از داشتن وقار و سنگينى و زيبائى او مىگردد . و اين كار باعث زشت شدن چهرهء او خشن و زبر گشتن پوست صورتش مىشود . ( 2 ) - پاره نمودن و دريدن جسد و تكّه تكّه كردن آن را مثُله مىگويند . ( 3 ) - قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : حلق اللحية من المُثلة . و من مثّل . ف عليه لعنة اللَّه ( الجعفريّات : ص 258 و مستدرك الوسائل ج 1 ص 406 ) . ( 4 ) - قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : عشر خصال عملها قوم لوط . - بها اهلكوا - : . . . و قصّ اللحية . و طول الشارب ( مستدرك الوسائل ج 1 ص 407 ) .